دددزددد!
چقدر من خواب مي بينم! آخه عجب گرفتاري شديما!ديشب هر چرتي كه زدم واز خواب پريدم يه خواب ديگه ديدم!
اولش كه من (در خواب) احساس كردم نصفه شبي يكي تو حيات خونمونه! بعدش متوجه شدم كه يكي مي خواد ماشينو بدزده! وقتي مامان اينا رو بيدار كردم ورفتيم دزده در رفت! ((از خواب پريدم)) دوباره كه خوابيدم خواب ديدم رفقا اومدن مهموني و ما چند تا دختر خانم نايس انواع پا روپا گذاشتن رو تمرين مي كرديم ،مدل ايتاليايي ها ومدل خانم آغداشلو خلاصه حالتهاي مختلف(حالا فكر نكنين دخترا بهم مي رسند از اين كاراي بي خود ميكننا!)××××
يادم نيست كه چي شد و كجاي خواب بودم كه از خواب پريدم!!!××××××××× دوباره كه خوابيدم ديدم صداي خس خس مي ياد پاور چين پاورچين كه جلو رفتم ديدم يكي داره اون پنچره كوچيكه كنار تلويزيون رو مي كنه كه بياد تو حالامن هر چي تلاش مي كننم داد بزنم دزد .مگه مي شه! با زبون بي زبوني مامان اينا رو خبر كردم و دو سه تا غول چماق نمي دونم از كجا پيداشون شد كه بالاخره آقا دزده رو گرفتن! و اون يكريززززززز مي خنديد! واي تو صورتم زول زده بود ومي خنديد.الان قيافه اش كاملا يادمه!ويييييييي! يه پيرهن آبي نفتي با راه راه هاي سفيد تنش بود!(صورتش واون خنده هاش كاملا يادم مي ياد)دوباره از خواب پريدم وتا صبح كه چه عرض كنم تا ظهر هي خواباي مختلف ديدم! اينقده كه جونم در اومد!... به اين نتيجه رسيدم كه تا صبح يه گوسفنددو گوسفند گفتن خيلي بهتر از اينه كه خواب هاي جور وا جور ببيني! البته خواباي بنده هميشه جاي بحث وتفسير دارن كه لازم به ذكر نيست ××××××××××××××××××××××××××××××××××××
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 21:57  توسط
|
